لغت نامه دهخدا
دیررس. [ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) مقابل زودرس.مقابل پیش رس. میوه که دیرتر از نوع خود بدست آید: ازگیل و زالزالک میوه دیررس است. ( یادداشت مؤلف ).
دیررس. [ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) مقابل زودرس.مقابل پیش رس. میوه که دیرتر از نوع خود بدست آید: ازگیل و زالزالک میوه دیررس است. ( یادداشت مؤلف ).
مقابل زود رس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چهار گونه طبقهبندی برای علائم وجود دارد: «حاد»، «حاد دیررس»، «عمومی پیشرونده» و «دائمی».
💡 بازماندگان سرطان دوران کودکی همچنین در معرض خطر ایجاد اثرات سوء بر کلیهها و کبد هستند. خطر عوارض جانبی دیررس کبدی در بازماندگان سرطان کودکان در کسانی که تحت رادیوتراپی کبد قرار گرفتهاند و در افرادی که عواملی مانند شاخص توده بدن بالاتر و هپاتیت ویروسی مزمن دارند، افزایش مییابد. برخی از روشهای درمانی و جراحی کبد همچنین ممکن است خطر عوارض جانبی کبد را در بازماندگان سرطان کودکان افزایش دهد.
💡 از خامی ما عشق به زنهار درآمد خون شد دل باغ از ثمر دیررس ما
💡 انتظار بیخودی ما را جنون پیمانه کرد خلق مستان از شراب دیررس تنگی کند
💡 دیابت یکی از عوارض دیررس پانکراتیت مزمن است. تفاوتی که در این نوع دیابت وجود دارد تخریب کل غدد درونریز پانکراس است و لذا ترشح گلوکاگون هم کاهش مییابد، در نتیجه در این بیماران دیابتی احتمال بروز هایپوگلایسمی (افت قند خون) در پی درمان بیشتر میشود. غیر از پانکراتیت دیابت میتواند عارضه هر نوع صدمه وارد شده به پانکراس شامل عفونتها، جراحی برداشتن پانکراس و سرطان پانکراس نیز باشد.