دوخان

لغت نامه دهخدا

دوخان. [ دُ ] ( اِ مرکب ) خان دوم. خان دوم در اصطلاح بازی نرد. خانه دوم نرد. خانه بالای ته خان در نرد. ( یادداشت مؤلف ).
دوخان. [ دُ ] ( اِخ )دهی است از بخش نوبران شهرستان ساوه. با 171 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن ماشین روست. از آثار قدیمی امامزاده ای دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
دوخان. [ دُ ]( اِخ ) یازدهمین امیر از اولوس جغتای در ماوراءالنهرظاهراً در حدود 670-706 هَ. ق. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خان دوم. خان دوم در اصطلاح بازی نرد.

جمله سازی با دوخان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کلید کامرانی تألیف کامران‌خان‌بن سدوخان سرسلسلهٔ قوم سَدوزائی است که بسال ۱۰۳۸ ه‍. ق. / ۱۶۲۸ م. آن را در شهر صفای قندهار نوشته و شرح حال بسی از شعرا و بزرگان افغان را در آن نگاشته‌است.

💡 یافت هندوخان لقب بر خوان چرخ ترک گردون تا که شد هندوی تو

💡 سخن ز خامه و دفتر دگر نخواهم گفت که روی خامه سیه با دوخان ومان سخن

💡 این رویداد را ایلخان بایدوخان، شورش قلمداد کرد، در نتیجه به امیر مبارزالدین دستور داد تا حاجی شاه را سرکوب کند. حاجی شاه که تاب پایداری نداشت از یزد گریخت و در نهایت امیر مبارزالدین به حکومت ۱۸۰ ساله اتابکان یزد پایان داد.

💡 اردوخانکندی یک روستا در ایران است که در دهستان ارشق غربی واقع شده‌است. اردوخانکندی ۱۷۵ نفر جمعیت دارد.

سیما یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز