لغت نامه دهخدا
دم کلفت. [ دُ ک ُ ل ُ ] ( ص مرکب ) در تداول عوام، متمول. مقتدر. پولدار. ( یادداشت مؤلف ).
دم کلفت. [ دُ ک ُ ل ُ ] ( ص مرکب ) در تداول عوام، متمول. مقتدر. پولدار. ( یادداشت مؤلف ).
(دُ. کُ لُ ) (ص مر. ) (عا. ) ۱ - پول دار، ثروتمند. ۲ - مرد معتبر، بااعتبار.
( صفت ) ۱ - جانوری که دارای دمی ضخیم است. ۲ - پولدار ثروتمند: [[ آدم دم کلفتی است ]]. ۳ - مرد معتبر با اعتبار.
(عا.)
پول دار، ثروتمند.
مرد معتبر، بااعتبار.
💡 گفتیم که خلق حرف مفتند آخر دیدیم دم کلفتند
💡 ندیدم کلفت از کس، تا نکردم کلفتی با کس نرنجیدم ز رنجانیدن کس، تا زبان بستم