دریجه
لغت نامه دهخدا
( دریجة ) دریجة. [ دُ رَ ج َ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر درجة. ( از معجم البلدان ). || ( اِخ ) موضعی است در شعر کثیر. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
مصغر درجه. یا موضعی است در شعر کثیر.
جمله سازی با دریجه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نوری نداشت غمکده، حسن از دریچه تافت روزن به آن دریجه مقابل شکافتیم
💡 ایْ مَستهْ که دیمْ ره دَرْ اینگو دریچه هزارْعاشقِ خُونْ به اُونجه، دریجه
💡 دانشمندان با استفاده از یک دریجه بسیار کوچک در دستگاههای آزمایشگاهی خود توانستند تغییرات جزئی دمای محیط را با دقت بسیار بالایی اندازهگیری کنند.
💡 نور خورشید از میان دریجه کوچک پنجره به داخل اتاق میتابید و ذرات گرد و غبار را در فضا به وضوح نمایان میکرد.
💡 برای کنترل جریان هوا در سیستمهای تهویه مطبوع ساختمانهای بزرگ، مهندسان از دریجههای هوای خودکار استفاده میکنند تا مصرف انرژی بهینه شود.