لغت نامه دهخدا
( دریجة ) دریجة. [ دُ رَ ج َ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر درجة. ( از معجم البلدان ). || ( اِخ ) موضعی است در شعر کثیر. ( از معجم البلدان ).
( دریجة ) دریجة. [ دُ رَ ج َ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر درجة. ( از معجم البلدان ). || ( اِخ ) موضعی است در شعر کثیر. ( از معجم البلدان ).
مصغر درجه. یا موضعی است در شعر کثیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوری نداشت غمکده، حسن از دریچه تافت روزن به آن دریجه مقابل شکافتیم
💡 ایْ مَستهْ که دیمْ ره دَرْ اینگو دریچه هزارْعاشقِ خُونْ به اُونجه، دریجه