لغت نامه دهخدا
دریافتنی. [ دَرْ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل دریافتن. درخور اعتنا و توجه و فهم و درک و تدارک و تلافی و جبران:
دریافتنی است غور این کار
برتافتنی است جور این بار.نظامی.و رجوع به دریافتن شود.
دریافتنی. [ دَرْ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل دریافتن. درخور اعتنا و توجه و فهم و درک و تدارک و تلافی و جبران:
دریافتنی است غور این کار
برتافتنی است جور این بار.نظامی.و رجوع به دریافتن شود.
دریافته شده. مقابل پرداختنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتند یکی طبیبی است کرمانی و دیگری منجمی است یونانی، امروز میقات مجادله و میعاد مقابله ایشانست، گفتم مرا بدین کار شتافتنی است و این غنیمت دریافتنی، پس بسپردن آن صف رائی کردم و خود را درصدر جائی دادم.
💡 رمزیست حدیث عشق، دریافتنی این رشته نیامد ز ازل، تافتنی