لغت نامه دهخدا
خرگز. [ خ َگ َ ] ( اِ ) زنبور بزرگ و کلان. || ( حامص ) دوره گردانیدن مجرم سوارکرده بر خر. ( ناظم الاطباء ).
خرگز. [ خ َگ َ ] ( اِ ) زنبور بزرگ و کلان. || ( حامص ) دوره گردانیدن مجرم سوارکرده بر خر. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به کار دولت نتوان گزافه کاری کرد که از دولت شود آخرگزافه کار، فکار
💡 خبرگزاری آرمن پرس به هفت زبان ارمنی، روسی، انگلیسی، عربی، ترکی، فرانسوی و اسپانیایی فعالیت می کند. این خرگزاری در اتحادیه های مختلف خبرگزای های منطقه ای عضویت دارد و با 20 خبرگزاری مطرح جهان قرار داد همکاری دارد.