لغت نامه دهخدا
خانه شاگرد. [ ن َ / ن ِ گ ِ ] ( اِ مرکب ) پسربچه هایی که به نوکری به خانه می برند. پسربچه هایی که کارهای کوچک خانه را انجام می دهند. وردست.
خانه شاگرد. [ ن َ / ن ِ گ ِ ] ( اِ مرکب ) پسربچه هایی که به نوکری به خانه می برند. پسربچه هایی که کارهای کوچک خانه را انجام می دهند. وردست.
( ~. گِ ) (ص مر. ) پسری که کارهای خانه را انجام دهد، شاگردخانه.
پسری که برای انجام دادن کارهای خانه استخدام می کنند.
( صفت ) پسری که کارهای خانه را انجام دهد شاگرد خانه.
پسری که کارهای خانه را انجام دهد، شاگردخانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر مواجب نو هم مرحمت فرمایند امر، امر والاست چرا که منسوب بخانه شاگردی هم هست.
💡 به میخانه شاگردی دن کنم چو ساغر به می چشم روشن کنم