واژه «خارسو» یک اصطلاح مرکب در زبان فارسی است که معنای آن بسته به لهجه و منطقه متفاوت است و در متون لغوی و فرهنگی به کار رفته است. در فرهنگ نظام، این واژه به دو معنا ذکر شده است: نخست «مادرزن» و دوم «خواهرشوهر»، که هر دو نسبت خانوادگی زنانه را نشان میدهد. استفاده از «خارسو» در تکلم اصفهانیان رایج بوده و بهعنوان اصطلاحی محلی برای اشاره به این اقوام به کار میرفته است. در لهجه تهرانیان، معنای آن محدودتر شده و معمولاً به «خواهر» اطلاق میشود و تفاوت معنایی با اصفهانیان دارد. واژه «خارسو» علاوه بر معنای محلی، در لغتنامهها و فرهنگهای فارسی به شکل «مادرزن» و «خواهرشوهر» ثبت شده است. این اصطلاح نشاندهنده روابط نزدیک و نقش زنان در شبکه خانوادگی و اجتماعی گذشته است. گاهی در منابع دیگر مانند ویکی واژه، «خارسو» معادل «مادرزن» یا «مادرشوهر» نیز ذکر شده است.
خارسو
لغت نامه دهخدا
خارسو. ( اِ مرکب ) مادرزن. ( فرهنگ نظام ). خواهرشوهر. این لغت را فرهنگ نظام از تکلم اصفهانیان ضبط کرده است ولی در لهجه تهرانیان همان خواهر است:
میروم تا همدان شو کنم با رمضان
قلیان بلوری بکشم، منت خارسونکشم.
رجوع به خارشو شود.
فرهنگ فارسی
مادر زن خواهر شوهر
ویکی واژه
مادرزن، مادرشوهر