حل شدنی
مترادفها
قابل حل، حلپذیر
متضادها
حلنشدنی
لغت نامه دهخدا
حل شدنی. [ح َ ش ُ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل حل. آنچه حل پذیر باشد.
فرهنگ فارسی
قابل حل
ویکی واژه
solubile
جمله سازی با حل شدنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آب شیرین، به آبی گفته میشود که کمتر از ۰٫۰۵ در هر ۱۰۰ واحد، املاح نمکی غیر حل شدنی داشته باشد. منابع محدود آب شیرین، رودخانهها، آبگیرها و بعضی از منابع آب زیر زمینی میباشند. منبع نامحدود و پایدار آب شیرین، بخار آبهای موجود در جو است که به صورت باران و برف و تگرگ، که همه تجدید پذیرند ظاهر میشود.
💡 آب شیرین به آب املاح زدایی شده گفته میشود؛ آبیست که درصد املاح نمکی غیر حل شدنی آن بسیار کم و زلال باشد. آب شیرین از مهمترین منابع تجدید شدنی میباشد که این منبع، برای زنده ماندن بسیاری از موجودات زنده و همچنین برای انسان، از لحاظ تأمین نیاز به آب و همچنین کشاورزی، بسیار پراهمیت و حیاتی است. باید توجه داشت که در این گفتار آب شیرین و آب آشامیدنی دارای مفهومهای جداگانهای از یکدیگر به کار رفتهاند؛ هرچند که آب آشامیدنی آبی شیرین است.