حق آب و گل

به کار بردن اصطلاح حق آب و گل داشتن در مورد کسی، نشان از پیشکسوت بودن آن دارد همچنین صاحب امتیاز بودن به دلیل سکونت دیرینه در جایی که شامل فرد می شود.

  • درد در من مثل اکسیژن شده
  • گوچه های شهر حق آب و گل شده

فرهنگ معین

( حق آب و گل ) ( ~ ِ بُ گِ ) (اِمر. ) (عا. )صاحب امتیاز بودن به دلیل سکونت دیرینه در جایی.

ویکی واژه

(عا.)
صاحب امتیاز بودن به دلیل سکونت دیرینه در جایی.

جملاتی از کلمه حق آب و گل

داغ‌های کهن به دل دارم در وطن حق آب و گل دارم
کاشانی در مجلس با زاهدی روبوسی کرد، او را در اتاق هیئت رئیسه سکنی داد و به او گفت که تا هر وقت که می‌خواهد در مجلس باشد همچنین به کارکنان مجلس دستور داد تا از این «مهمان عزیز» پذیرایی کنند چرا که ایشان در اینجا «حق آب و گل دارند».

باید که حق آب و گلت را ادا کنم

با خاطرات تو غزلی دست و پا کنم

ز آب و گل چو برآمد مه دل آدم وار

صد آفتاب چو یوسف فروشود در چاه

فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم