فرهنگستان زبان و ادب
{biosensor} [مهندسی محیط زیست و انرژی] افزاره ای بازکافتی که در ساختمان آن یک عنصر تشخیص زیستی تعبیه شده است
{biosensor} [مهندسی محیط زیست و انرژی] افزاره ای بازکافتی که در ساختمان آن یک عنصر تشخیص زیستی تعبیه شده است
حِسْگرِ زیستی (biosensor)
ابزاری برای اندازه گیری متغیرهای مهم پزشکی به منظور تشخیص یا کنترل مستقیم درمان، بر پایۀ جریان میکروالکترونیک. نمونه ای از حسگرهای زیستی سطح قند خون را با استفاده از قطره ای از خون در مبتلایان به دیابت اندازه گیری می کند و نتیجه را بعد از چند دقیقه نمایش می دهد.
افزارهای بازکافتی که در ساختمان آن یک عنصر تشخیص زیستی تعبیه شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این دستگاه که در ۱۹۷۰ اختراع شد، اولین ترانزیستور اثر میدانی حسگر زیستی بود.