لغت نامه دهخدا
جا دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) نهادن چیزی را در جائی. هشتن. مقام دادن. وضع کردن. نصب کردن. منصوب کردن.
جا دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) نهادن چیزی را در جائی. هشتن. مقام دادن. وضع کردن. نصب کردن. منصوب کردن.
( مصدر )۱- نهادن چیزیرا در جایی هشتن. ۲- نصب کردن.
porre
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در رایجترین نوع روتور (روتور قفسسنجابی) این میلهها در پایانه خود به صورت الکتریکی و مکانیکی از سوی حلقههایی به هم بسته شدهاند. کمابیش ۹۰ درصد از موتورهای القایی دارای روتور قفسسنجابی میباشند و این به خاطر آن است که این نوع روتور ساختاری پایدار و ساده دارد. این روتور از هستهای چند تکه استوانهای با اهرمی که شکافهای همراستا برای جادادن رساناها درون آن دارد پدید آمدهاست. هر شکاف یک میله مسی یا آلومینیومی یا آلیاژی را در بر میگیرد. این میلهها با زنجیرههای پایانی آنها عمداً اتصال کوتاه میشوند. چون این ساختار درست مانند قفس سنجاب است، این نام برای آن گذاشته شدهاست. میلههای گردان دقیقاً با محور موازی نیستند، به جای آن به دو دلیل مهم، کمی اریب کار گذاشته میشوند؛