تیزدندان

تیزدندان، یکی از اجزای مهم بدن انسان است که نقش کلیدی در فرآیندهای مختلف زندگی روزمره ایفا می‌کند. این دندان‌ها به عنوان ابزار اصلی برای جویدن و خرد کردن غذا به شمار می‌روند و به همین دلیل، سلامت آن‌ها برای تأمین تغذیه مناسب و همچنین سلامت عمومی بدن بسیار ضروری است.آن ها به طور خاص در جانوران گوشتخوار و بعضی از جانوران دیگر وجود دارند و به آن‌ها کمک می‌کند تا طعمه‌های خود را به آسانی شکار کنند. این دندان‌ها با شکل خاص خود، قادرند با ایجاد فشار و برش، غذا را به قطعات کوچکتر تقسیم کنند و در نتیجه فرآیند هضم را تسهیل بخشند. در انسان‌ها، آن ها به عنوان دندان‌های نیش شناخته می‌شوند و در دو طرف دندان‌های پیشین قرار دارند. تیزدندان‌ها نه تنها در جویدن غذا کمک می‌کنند، بلکه در زیبایی و شکل ظاهری صورت نیز تأثیرگذارند. بنابراین، نگهداری از سلامت این دندان‌ها از اهمیتی ویژه برخوردار است؛ زیرا مشکلاتی نظیر پوسیدگی یا عفونت می‌تواند تأثیرات منفی بر روی سلامتی کلی بدن داشته باشد. رعایت بهداشت دهان و دندان، شامل مسواک زدن منظم و استفاده از نخ دندان، می‌تواند به حفظ سلامت و عملکرد صحیح تیزدندان‌ها و سایر دندان‌ها کمک کند. در نتیجه، توجه به سلامت دندان‌ها و به ویژه تیزدندان‌ها، نه تنها برای حفظ سلامتی دهان و دندان بلکه برای تأمین سلامت عمومی و کیفیت زندگی ضروری است.

لغت نامه دهخدا

تیزدندان. [ دَ ] ( ص مرکب ) که دندانی تیز و درنده دارد. که دندانی تند و نوک تیز دارد. درنده. برنده. برا:
ابا وی بر آن گاه آرام و ناز
نشستی یکی تیزدندان گراز.فردوسی.ز دَد، تیزدندانتر از شیر نیست
که اندر دلش بیم شمشیر نیست.فردوسی.که گر پروری بچه نره شیر
شود تیزدندان و گردد دلیر.فردوسی.کنون تیزدندان تر آمد به جنگ
که دندان نماندستش از بس درنگ.اسدی ( گرشاسب نامه ).مرا بیم شمشیر چندان بود
که شمشیر من تیزدندان بود.نظامی.ترحم بر پلنگ تیزدندان
ستمکاری بود بر گوسفندان.سعدی ( گلستان ). || کنایه از حریص و طامع. ( آنندراج ). آزمند و حریص و طمعکار.( ناظم الاطباء ):
بگفتا نیکمردی کن نه چندان
که گردد چیره گرگ تیزدندان.سعدی ( از آنندراج ).رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

که دندانی تیز و درنده دارد که دندانی تند و نوک تیز دارد درنده

جملاتی از کلمه تیزدندان

که گر پروری بچهٔ نره‌شیر شود تیزدندان و گردد دلیر
دد تیزدندان چو دیدش که جفت بدان زخم بر خاک تیره بخفت
نباید که آن بچهٔ نره‌شیر شود تیزدندان و گردد دلیر
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم