تیزبینی

لغت نامه دهخدا

تیزبینی.( حامص مرکب ) دقت. کنجکاوی. ( فرهنگ فارسی معین ): رسول هندوان او را هدیه های بسیار آورده بود تبع اندران ظرایفها خیره مانده بود و گفت این همه از هندوستان خیزد؟ رسول دریافت و به تیزبینی گفت از زمین چین آوردند بیشتر. ( مجمل التواریخ و القصص ). و بعدمدتی شاه را به تیزبینی آن معلوم گشت. ( مجمل التواریخ و القصص ). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ عمید

۱. دقت.
۲. کنجکاوی

فرهنگ فارسی

دقت کنجکاوی.

جمله سازی با تیزبینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حمالان کوه و قار و حلم و سباحان دریای عمل و علم، هستی هر دو عالم در باخته و با سرمایه نیستی ساخته، سفر آخرت را رای زده و حطام دنیا را پشت پای، علم بی نیازی بر فلک افراشته وحدقه تیزبینی بر سماک گماشته.

💡 سر به سر دعویست مردا مرد معنی دار کو تیزبینی پاکدستی رهبری عمخوار کو

💡 ملا علی کنی با رهبری مبارزه علیه امتیاز رویتر، افکار عمومی مردم را در جهت لغو امتیاز هدایت کرد. نامهٔ اعتراض‌آمیز او به شاه، سند زندهٔ تیزبینی و آگاهی آن مرجع شیعه بوده و قدرت تشخیص و توانایی درک مسائل پیچیدهٔ سیاسی او را بر همگان روشن می‌سازد.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز