تکافو

مترادف‌ها

کفایت کردن، بسنده کردن، کافی بودن

متضادها

بی‌کفایتی

لغت نامه دهخدا

تکافؤ. [ ت َ ف ُءْ ]( ع مص ) با یکدیگر برابر برآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). برابر شدن و برابر ایستادن. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ). با همدیگر برابر شدن. ( غیاث اللغات )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): والمسلمین تتکافاء دماؤهم؛ ای تتساوی فی الدیة و القصاص لافضل لشریف علی وضیع. || منهزم شدن قوم. ( از اقرب الموارد ). || ( اصطلاح بدیع ) نزد علمای فن بدیع عبارت است از صنعت طباق. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). جمع بین ضدین یا اضداد و آن یکی از صنایع معنوی است در کلام که طباق و مطابقه و تضاد نیز خوانند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تضاد و طباق و متضاد شود.

فرهنگ معین

(تَ فُ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - با هم برابر شدن. ۲ - بس بودن.

فرهنگ عمید

۱. با هم برابر شدن، برابر ایستادن، مساوی شدن.
۲. بس شدن.

فرهنگ فارسی

باهم برابرشدن، برابرایستادن، مساوی شدن، بس
۱ - ( مصدر ) برابر شدن همتا گردیدن مساوی شدن. ۲ - پس شدن کافی بودن. ۳ -( اسم ) برابری همتایی. ۴ - بسندگی.

ویکی واژه

با هم برابر شدن.
بس بودن.

جمله سازی با تکافو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چرا که این روش از بهترین عادات و تمام ترین خوشبختی هاست. نیز این که باقیمانده ی زندگانی گرامی تر از آن است که جز در تلافی ایام گذشته بگذرد و بقیه ی این عمر کوتاه هرگز تکافوی مؤاخذه ی این و آن را به تقصیراتشان نمی کند. خدایش خیر دهاد که چه نیکو سروده است:

💡 داروهای دنیا پاسخگوی سمومش نیست و نسیم دنیاوی باد سمومش را تکافو نکند. بدترین مصائب آن است که از جائی آید که انتظار نمی رود.

💡 در مباحث منطقی و ریاضیات، برقرار بودن تکافو میان دو گزاره به این معناست که هر یک از آن‌ها لزوماً منجر به درستی دیگری می‌شود.

💡 پژوهشگران برای اثبات نظریه خود، تلاش کردند تا میان متغیرهای مستقل و وابسته یک نوع تکافو و ارتباط معنادار در داده‌های آماری پیدا کنند.

💡 تحلیلگران اقتصادی معتقدند که عدم وجود تکافو بین نرخ تورم و قدرت خرید، می‌تواند باعث بروز بحران‌های شدید در بازارهای مالی کشور شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران