توثیق

لغت نامه دهخدا

توثیق. [ ت َ ] ( ع مص ) استوار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). محکم و استوار کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || معتمد داشتن و ثقه گفتن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ثقه خواندن.ثقه گفتن. ثقه شمردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(تُ ) [ ع. ] (مص م. ) اطمینان کردن.

فرهنگ عمید

۱. محکم کردن، استوار کردن.
۲. ثقه معرفی کردن، کسی را ثقه دانستن و به او اعتماد کردن.

فرهنگ فارسی

محکم کردن، استوارکردن، ثقه معرفی کردن
( مصدر ) ۱ - استوار کردن محکم ساختن. ۲ - ثقه دانستن ( کسی را ) اطمینان کردن ( بکسی ). جمع: توثیقات.

ویکی واژه

اطمینان کردن.

جمله سازی با توثیق

💡 از حیث توثیق رجالی تا سدهٔ ۱۱ق دربارهٔ وی سکوت شده و در این سده میرداماد اجتهاداً معتبرش شمرده و پس از آن در کتب رجالی مکرراً به توثیقش پرداخته شده‌است.

💡 همه علمای شیعه او را توثیق کرده‌اند. هر چند بسیاری از علمای مکتب خلفا (اهل سنت) او را رافضی و غالی می‌دانند اما بعضی از آن‌ها مانند ابن کثیر، ترمذی، ابن ماجه و خطیب بغدادی روایات او را نقل کرده‌اند. ثعلبی، طبری، ابن کثیر، قرطبی، سیوطی، ابوحیان، حاکم نیشابوری، ابوالفرج اصفهانی و ابن اسحاق هم در تفسیر به روایات او اعتماد کرده‌اند.

💡 او در علم رجال بسیار سخت گیر بوده به طوری که ابان بن تغلب که خود ذهبی او را توثیق می‌کند هم در کتاب المغنی فی الضعفا نوشته‌است.

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز