تهدد

متضادها

امنیت، آرامش

لغت نامه دهخدا

تهدد. [ ت َ هََ دْ دُ ] ( ع مص ) تهدید. ( زوزنی ). ترسانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ترسانیدن و ترسانیدن به عقوبت. ( از اقرب الموارد ): نامه ها به تهدد سوی شهر براز و دیگر حشم نبشت که شما سستی کردید. ( فارسنامه ابن البلخی ص 105 ).
چند چون هدهد تهدد بینی از ذبح و عذاب
تو برای رهنمای ملک پیک رایگان.خاقانی.

فرهنگ معین

(تَ هَ دُّ ) [ ع. ] (مص م. ) ترساندن.

فرهنگ فارسی

تهدید ترسانیدن

ویکی واژه

ترساندن.

جمله سازی با تهدد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کجا تهدد او شد همه بلا و بدیست کجا تفضل او شد همه بهی و بهاست

💡 از آیت و عید مفسر بتکه از دوزخت به لفظ تهدد کند بیان

💡 چند چون هدهد تهدد بینی از رنج و عذاب تو برای رهنمای ملک پیک رایگان

💡 گر طاقت عتاب ملک نیست مر ترا اهل سؤال را به تهدد مده جواب

💡 از تهدد گر که پیغامی فرستد سوی چین پشت و روی خسرو چین پر خم و پر چین کند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران