لغت نامه دهخدا
تشاکی. [ ت َ ] ( ع مص ) همدیگر را گله کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گله کردن بعض قوم از بعض دیگر. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
تشاکی. [ ت َ ] ( ع مص ) همدیگر را گله کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گله کردن بعض قوم از بعض دیگر. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
(تَ ) [ ع. ] (مص ل. ) از یکدیگر شکایت کردن، گله کردن.
( مصدر ) از یکدیگر شکایت کردنگله کردن.
از یکدیگر شکایت کردن، گله کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در هر قسمت از سریال دو ماجرای کاملاً مجزا پخش میشود. هر اپیزود دو فرد یا گروه شاکی و متشاکی (شکایت کیفری) یا خواهان و خوانده (شکایت حقوقی) وارد دادگاه میشوند و بعد از بیان مطالبشان قاضی حکم را صادر میکند. موارد شکایت موضوعات مختلفی مثل سرقت، ضرب و شتم، خیانت در امانت، آزار کلامی و امثال اینها را شامل میشود.