تساهل. [ ت َ هَُ ] ( ع مص ) همدیگر آسان گرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). تسامح. ( زوزنی ) ( متن اللغة ). تلاین و تسامح. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || تساهل امر بر چیزی ضد تعاسر بر آن است. ( از اقرب الموارد ). || تساهل در عبارت، ادای لفظی است آنچنانکه دلالت صریحی بمقصود نکند. ( از تعریفات جرجانی ).
(تَ هُ ) [ ع. ] (مص ل. ) سهل گرفتن بر یکدیگر.
۱. سهل گرفتن، سست گرفتن.
۲. آسان گرفتن بر یکدیگر، به نرمی رفتار کردن.
سهل گرفتن، آسان گرفتن بریکدیگر، بانرمی رفتار
۱- ( مصدر ) سهل گرفتن بر یکدیگر. ۲- آسان گرفتن بنرمی رفتار کردن. ۳- آسان گفتن. ۳- ( اسم ) سهل انکاری.
تساهُل (toleration)
آزادی دین، در کشورهای واجد دینی رسمی. در قرن ۱۹ تساهل، در همۀ جهان مراعات می شد؛ ولی پیدایش فاشیسم و کمونیسم دامنۀ اجرای آن را در بسیاری کشورها محدود کرد، اگرچه بیشتر حکومت ها همچنان مدعی پشتیبانی از تساهل اند. جنبش اصلاح دین اصلِ لزوم تبعیت مردم از دین پادشاهشان را پذیرفت. این اصل تلویحاً به برابری دین ها از لحاظ نظری اشاره داشت، و از همین رو زمینه را برای پذیرش اصل تساهل هموار کرد. بی اعتنایی به دین در دورۀ جدید نیز به توسعۀ اصل تساهل کمک کرده است.
سهل گرفتن بر یکدیگر.
💡 در بخش دوازدهم، انوشیروان آوردهاست که وی به روشهای حکومتی اقوام دیگر مانند رومیان و هندیان توجه داشته و آنچه را خوب دیده، پذیرفته و کارهای بد آنها را کنار گذاشتهاست. نسبت به پیروان مذاهب دیگر و اقوام خارجی تسامح و تساهل روا داشته و کسی را به کاری که موافق دین و آئینش نبوده، وادار نکردهاست. این ادعا نیز از منابع دیگر تأیید میگردد.
💡 خواهی بایجاب خوان خواهی باستفهام، میگوید از بدترینه مدهید و در ستد و داد بدترینه میتانید مگر بتساهل و محابا در قیمت چشم بر چیزی فرا کرده إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ ای الّا ان یغمض لکم فیه، وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ بدانید که اللَّه بی نیازست، و با بی نیازی کارساز و بنده نواز، حمید ستوده یعنی ستوده خود بی ستاینده، تمام قدر نه کاهنده نه افزاینده، بزرگ عزّ بی پرستش بنده.