بسیجیده به معنای جمعآوری، سازماندهی یا آمادهسازی نیروی انسانی یا منابع برای یک هدف خاص است. این واژه معمولاً در زمینههای اجتماعی، نظامی یا سیاسی به کار میرود و اشاره به تلاش برای فعالسازی افراد به منظور مشارکت در یک فعالیت یا حرکت جمعی دارد. همچنین میتواند به معنای بسیج مردم برای یک کمپین یا پروژه اجتماعی باشد.
- بسیجیده چون کار هر نیکخو پسندیده چون مهر هر مهربان
- سگالیدهام روزگار تو را بخوبی بسیجیده کارتو را
بسیجیده. [ ب َ دَ / دِ ] ( ن مف ) بسیچیده. سامان و کارسازی کرده شده و ساخته و آماده گردیده. ( برهان ). مهیا شده. ( ناظم الاطباء ). ساخته. ( شرفنامه منیری ). بسغده. ( صحاح الفرس ). بمعنی ساخته و آماده بود هرچه باشد از شغلها و کارها. ( اوبهی ). ساز کار کرده. ( از سروری ). مجهز شده
(بَ دِ ) (ص مف. ) ۱ - سامان داده شده. ۲ - آماده، مهیا.
مهیا، آماده شده، سامان داده شده.
سامان داده شده.
آماده، مهیا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بسیجیده ست عالم تا نگاریده ست تن تا پسندیده ست فخر و ناپسندیده ست عار
💡 و شاید بود که چون صورت حال بشناخت و فضیحت خود بدید بمکابره درآید، ساخته و بسیجیده جنگ آغازد، یا مستعد و متشمر روی بگرداند. و اصحاب حزم گناه ظاهر را عقوبت مستور و جرم مستور را عقوبت ظاهر جایز نشمرند.
💡 بسیجیده باش از پی کار خویش چه دانی که کَی آیدت کار پیش؟