باد سنجیدن

لغت نامه دهخدا

باد سنجیدن. [ س َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از تکبر کردن باشد. ( انجمن آرا ). رجوع به باد در زیر دامن داشتن و باد در کلاه بودن و باد در کلاه داشتن و باد در کلاه افکندن و باد در سر بودن و باد در سر داشتن و باد در سر افکندن و باد در سر کردن و باد در سر شدن شود. || کنایه از اندیشه های باطل و فاسد کردن باشد. ( انجمن آرا ). رجوع به باد در سر کردن و باد در سر افکندن و باد در سر داشتن و باد در سر بودن و باد در کلاه افکندن و باد در کلاه بودن و باد در کلاه داشتن و باد در زیر دامن داشتن و باد در سر شدن شود:
گر آنی که بدخواه گوید مرنج
وگر نیستی گو برو بادسنج.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ معین

(سَ دَ )(مص ل. )کار بیهوده کردن.

فرهنگ فارسی

کنایه از تکبر و غرور

ویکی واژه

کار بیهوده کردن.

جمله سازی با باد سنجیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فلاخن وار دارند این حریفان را که می بینی برای باد سنجیدن، همه سنگ و ترازویی

💡 نفس پیمایی صبح است‌ گرد محفل امکان ندارد این ترازوی هوس جز باد سنجیدن

رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز