ایقاظ. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ یقظ. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
همچو آن اصحاب کهف از راه جود
می چرم ز ایقاظ نی بل هم رقود.مولوی.
ایقاظ. ( ع مص ) ( از «ی ق ظ» ) بیدار کردن از خواب. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بیدار کردن. ( غیاث اللغات ).
|| گرد برانگیختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ).
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ یَقِظ، بیداران، هوشیاران.
( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - بیدار کردن. ۲ - آگاه کردن.
۱. بیدار کردن.
۲. هشیار کردن، آگاه ساختن.
۱- (مصدر ) بیدار کردن. ۲ - هشیار ساختن آگاه کردن.
بیدار کردن.
آگاه کردن.
جِ یَقِظ؛ بیداران، هوشیاران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حقیقت- غایت علم اعنی ادراک ادراک عدم ادراک است، چه مدرک حقیقی غیرمتناهی است، و علم متناهی، و این عدم ادراک ادراکی بود بی ادراک ادراک، و ادراک عدم ادراک در این مشهد حیرت و استغراق مدرک بود در مدرک، و از آن وجه که با عدم ادراک است به جهل و غفلت ماند و صاحب این حال از این وجه مستور گردد: و تحسبهم ایقاظا وهم رقود.
💡 باقیش عشق گوید با تو نهان ز من ز اصحاب کهف باش هم ایقاظ و رقود
💡 همچو آن اصحاب کهف ای خواجه زود رو به ایقاظا که تحسبهم رقود
💡 چشم خوش خواب تو شد راهزن بیداران همچنان خواب خوشش باد و مبادش ایقاظ
💡 همچو آن اصحاب کهف از باغ جود میچرم ایقاظ نی بل هم رقود
💡 در نظر ایقاظ و در معنی رقود سخت در خوابیم و بیداریم ما