لغت نامه دهخدا
انگاشتنی. [ اَ / اِ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل انگاشتن. || محسوب. ( فرهنگ فارسی معین ).
انگاشتنی. [ اَ / اِ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل انگاشتن. || محسوب. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) ۱ - قابل انگاشتن ۲ - محسوب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هستیام نیستی انگاشتنی میخواهد ورنه آن رنگ ندارم که به پرواز رسد
💡 دل از طربِ زمانه برداشتنیست و افزون طلبی ما کم انگاشتنیست