اندیه

لغت نامه دهخدا

( اندیة ) اندیة. [ اَ ی َ ] ( ع اِ )ج ِ نادی. ( از اقرب الموارد ). اندیةالادب. رجوع به نادی شود. || ج ِ نَدی ̍. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) ( دهار ). رجوع به ندی و اندیه شود.
اندیه. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ ندی. شبنمهای صبحگاهی. ( فرهنگ فارسی معین ):
لاله نروید در چمن بادام نگشاید دهن
نه شبنم آید بر سمن نه بر شکوفه اندیه.منوچهری.|| خاکهای نمناک. ( فرهنگ فارسی معین ). || بخورها. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(اَ یِ ) [ ع. اندیة ] (اِ. ) جِ ندی. ۱ - شبنم ها، نم های صبحگاهی. ۲ - خاک های نمناک.

فرهنگ عمید

= نَدی

ویکی واژه

اندیة
جِ ندی.
شبنم‌ها، نم‌های صبحگاهی.
خاک‌های نمناک.

جمله سازی با اندیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لاله نروید در چمن، بادام نگشاید دهن نه شبنم آید بر سمن، نه بر شکوفه اندیه

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز