واژهی استنجاح که ریشهای عربی دارد و از مصدر نجح به معنای کامیاب شدن و برآمدن کار گرفته شده، در لغت به معنای طلب روایی و موفقیت است. این کلمه، در فرهنگ لغتهای فارسی، نظیر منتهیالارب، به همین مفهوم اصلی اشاره دارد. در واقع، هنگامی که فردی استنجاح میکند، به دنبال گشایش در کار، برآورده شدن حاجت یا رسیدن به سرانجام نیکو در امری است. در بستر زبان فارسی و به خصوص در متون کهن، بار معنایی امید و آرزوی پیروزی را با خود حمل میکند. این واژه، تداعیکنندهی نوعی درخواست و خواهش برای پیشرفت و به سرانجام رساندن مقصود است. میتوان گفت که استنجاح، بیش از یک معنای سادهی لغوی، بیانگر یک حالت درونی از طلب یاری و آرزوی موفقیت در رسیدن به اهداف است. امروزه، اگرچه این واژه کمتر در محاورات روزمره به کار میرود، اما در مطالعهی متون کلاسیک و درک ظرایف زبان فارسی، اهمیت خود را حفظ کرده است. شناخت چنین واژگانی به ما کمک میکند تا با عمق و غنای زبان فارسی بیشتر آشنا شویم و از ریشههای تاریخی و فرهنگی آن لذت ببریم. به این ترتیب، استنجاح نه تنها یک کلمه، بلکه پنجرهای به سوی درکی عمیقتر از ادبیات و معارف کهن ماست.
استنجاح
لغت نامه دهخدا
استنجاح. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) روائی خواستن. ( منتهی الارب ). تنجّح.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) برآورده شدن حاجتی را طلب کردن.
فرهنگ عمید
درخواست برآورده شدن حاجت کردن.
فرهنگ فارسی
روایی خواستن، طلب بر آوردن حاجت کردن
روائی خواستن
ویکی واژه
برآورده شدن حاجتی را طلب کردن.