اجبارا
اجبار به معنای این است که فردی به دلیل شرایط خاص یا فشارهای خارجی، کاری را انجام میدهد که شاید تمایل نداشته باشد. این وضعیت میتواند ناشی از ناچاری یا اکراه باشد، به طوری که فرد به صورت قهری و اضطراری مجبور به انتخابی خاص میشود. همچنین، اجبار میتواند به معنای تحمیل چیزی به کسی باشد، به گونهای که آن عمل با زور یا فشار انجام گیرد. در واقع، اجبار نه تنها به شرایط فردی برمیگردد، بلکه به تأثیرات محیطی و اجتماعی نیز وابسته است که ممکن است فرد را به سمت انجام اقداماتی سوق دهد که در شرایط عادی نمیخواست به آنها پردازد. این مفهوم در زندگی روزمره ما نیز به وضوح دیده میشود، جایی که افراد گاهی به دلیل فشارهای اجتماعی یا اقتصادی، تصمیماتی میگیرند که به نظر خودشان غیرمترقبه و اجباری میآید.
مترادفها
ناچار، حتماً، الزامی، به ناچار
متضادها
اختیاری
لغت نامه دهخدا
( اجباراً ) اجباراً. [ اِ رَن ْ ] ( ع ق ) قسراً. اضطراراً. قهراً. بسِتَم. بزور.
فرهنگ معین
( اجباراً ) (اِ رَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) ۱ - از روی ناچاری و اکراه. ۲ - به ستم و زور.
فرهنگ فارسی
جمله سازی با اجبارا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردم ایران به علت فیلترینگ سایتهای خارجی اجباراً به استفاده از این برنامه روی آوردند.
💡 او به دلیل قوانین سختگیرانه موجود در آن منطقه، مجبور شد که برای انجام امور اداری خود، اجباراً با کارگزاران محلی همکاری و تعامل داشته باشد.
💡 در شرایط بحرانی که مدیریت بحران به وقوع میپیوندد، شهروندان ممکن است برای حفظ امنیت عمومی، اجباراً دستورات پلیس را بدون هیچ اعتراضی اجرا کنند.
💡 وقتی قرارداد امضا میشود، هر یک از طرفین باید طبق مفاد ذکر شده در متن، اجباراً نسبت به انجام تعهدات خود در زمان مقرر اقدام نمایند.