لغت نامه دهخدا
( آن دگر ) آن دگر. [ دِ گ َ ] ( ضمیر مبهم مرکب ) دیگری. والاَّخر:
هر دو یک گوهرند لیک بطبع
این بیفسرد وآن دگر بگداخت.رودکی.
( آن دگر ) آن دگر. [ دِ گ َ ] ( ضمیر مبهم مرکب ) دیگری. والاَّخر:
هر دو یک گوهرند لیک بطبع
این بیفسرد وآن دگر بگداخت.رودکی.
( آن دگر ) دیگری شخص دیگر آن یک.
آندگر
آن دیگر. آندگر برعکس عمامه سیاه میگذاشت. «جعفرشهری»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن خراسان که درو بوده صبوری و حبیب اینیک از پشت شهید آندگر از نسل صبور
💡 گشت هریک در آندگر مدرج بود هریک در آن دگر مدغم
💡 یکی داد باغی به بی توشهای ندادش ز باغ آندگر خوشهای
💡 زآنکه هست این بیخبر چون آندگر از برای یکدو من نان کارگر
💡 آن یکی نام بوذری بگرفت وآندگرشدجمهریاینتشگفت