لغت نامه دهخدا
( آن دگر ) آن دگر. [ دِ گ َ ] ( ضمیر مبهم مرکب ) دیگری. والاَّخر:
هر دو یک گوهرند لیک بطبع
این بیفسرد وآن دگر بگداخت.رودکی.
( آن دگر ) آن دگر. [ دِ گ َ ] ( ضمیر مبهم مرکب ) دیگری. والاَّخر:
هر دو یک گوهرند لیک بطبع
این بیفسرد وآن دگر بگداخت.رودکی.
( آن دگر ) دیگری شخص دیگر آن یک.
آندگر
آن دیگر. آندگر برعکس عمامه سیاه میگذاشت. «جعفرشهری»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن یکی گوید شتر یک چشم بود وآن دگر گوید ز گر بی پشم بود
💡 ای بسا کس مرده در بوک و مگر/ که اگر این کردمی یا آن دگر
💡 در یکی از مقوله هیئات باش گو و اندر آن دگر ز ذوات
💡 او ندید و راه پیچاپیچ بود عیبش این بود آن دگرها هیچ بود
💡 آن دگر گفتا محمّد ز انبیاست ختم این معنی به شاه اولیاست