آن دگر

مترادف‌ها

آن دیگری، آن یکی

لغت نامه دهخدا

( آن دگر ) آن دگر. [ دِ گ َ ] ( ضمیر مبهم مرکب ) دیگری. والاَّخر:
هر دو یک گوهرند لیک بطبع
این بیفسرد وآن دگر بگداخت.رودکی.

فرهنگ فارسی

( آن دگر ) دیگری شخص دیگر آن یک.

ویکی واژه

آندگر
آن دیگر. آندگر برعکس عمامه‌ سیاه می‌گذاشت. «جعفرشهری»

جمله سازی با آن دگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن یکی گوید شتر یک چشم بود وآن دگر گوید ز گر بی پشم بود

💡 ای بسا کس مرده در بوک و مگر/ که اگر این کردمی یا آن دگر

💡 در یکی از مقوله هیئات باش گو و اندر آن دگر ز ذوات

💡 او ندید و راه پیچاپیچ بود عیبش این بود آن دگرها هیچ بود

💡 آن دگر گفتا محمّد ز انبیاست ختم این معنی به شاه اولیاست

💡 شاعر در ابیات خود به زیبایی از تفاوت میان این جهان فانی و آن دگر جهانِ ابدی که در جای دیگری قرار دارد، سخن می‌گوید.

💡 او وقتی به آن دگر فرصتی که در گذشته از دست داده بود فکر می‌کرد، متوجه شد که زندگی می‌تواند مسیرهای بسیار متفاوتی داشته باشد.

💡 در داستان‌های افسانه‌ای قدیمی، همیشه از وجود آن دگر سرزمین‌های ناشناخته‌ای صحبت می‌شود که فقط در رویاهای قهرمانان داستان دیده می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران