لغت نامه دهخدا
( آمد و رفت ) آمد ورفت. [ م َ دُ رَ ] ( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) رفت و آمد. آمد و شد. تردّد. مراوَده. ایاب و ذهاب.
( آمد و رفت ) آمد ورفت. [ م َ دُ رَ ] ( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) رفت و آمد. آمد و شد. تردّد. مراوَده. ایاب و ذهاب.
( آمد و رفت ) ( ~ُ رَ ) (مص مر. ) مراوده، ایاب و ذهاب، تردد.
( آمد و رفت ) ( مصدر ) آمد و شد تردد مراوده ایاب و ذهاب آمد رفت.
آمدن و رفتن. مراوده ایاب و ذهاب، تردد.
(مجاز): آمد و رفت داشتن: معاشرت داشتن.
(مجاز): آمد و رفت کردن: معاشرت کردن.
💡 وعده می داد که ماند به برم تا به سحر چه خطا دید که چون راهگذار آمدورفت
💡 برق نمودت آمدورفت شرار داشت روشن نشد که آمدهای یا گذشتهای