آشوب گستر
مترادفها
فتنهگر، آشوبطلب
متضادها
صلحطلب، آرامبخش
لغت نامه دهخدا
( آشوب گستر ) آشوب گستر. [ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) فتّان:
چون موی زنگیش سیه و کوته است روز
از عشق ترک هندوی آشوب گسترش.خاقانی.
فرهنگ عمید
( آشوب گستر ) کسی که فتنه و آشوب برپا کند.
فرهنگ فارسی
( آشوب گستر ) ( اسم ) فتنه جو فساد انگیز.
فتان
ویکی واژه
/آشوب/گُستَر/
آشوبگستر
(قدیم): فتنهانگیز. چون موی زندگیش سیه و کوته است روز/ از ترک تازی هندوی آشوب گستر. «خاقانی»
جمله سازی با آشوب گستر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون موی زنگیش سیه و کوته است روز از ترک تاز هندوی آشوب گسترش