لغت نامه دهخدا
کین گستر. [ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) دشمنی انداز. ( ناظم الاطباء ). آنکه مسبب خصومت و عداوت گردد.
کین گستر. [ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) دشمنی انداز. ( ناظم الاطباء ). آنکه مسبب خصومت و عداوت گردد.
دشمنی اندازی و سبب خصومت و عدوات گشتن. یا کین کشی. کین ستانی. انتقامجویی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآشفت ازو عالم افروز باز همی جنگ و کین گستری کرد باز
💡 کزآن دیو چهران بسی بتّر است دلیر و ستمکار و کین گستر است
💡 بر چنین طایفهٔ بی گنه از چارطرف تیر باریدند آن طایفهٔ کین گستر
💡 به ناپاکرایی من از تو –برم به کین گستری کی ز تو کمترم؟
💡 سپاه سلطنت آباد نیز از یکسو میان ببسته پی پاس شاه کین گستر