لغت نامه دهخدا
( آشفته خاطر ) آشفته خاطر. [ ش ُ ت َ / ت ِ طِ ] ( ص مرکب ) پریشان خاطر.
( آشفته خاطر ) آشفته خاطر. [ ش ُ ت َ / ت ِ طِ ] ( ص مرکب ) پریشان خاطر.
( آشفته خاطر ) پریشان خاطر، آشفته دل.
( آشفته خاطر ) ( صفت ) پریشان خاطر آشفته دل.
پریشان خاطر
دارای فکری آشفته و پریشان. آشفته خاطر شدن. احدی را نمیدید که پریشان حال... و آشفته خاطر نباشد. «جمالزاده»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر یک به فکر طرّهای آشفتهخاطریم جمعیم دوستان و پریشان نشستهایم