فرهنگ معین
( آذرگشنسپ ) ( ~. گُ نَ ) (اِمر. ) یکی از سه آتشکدة بزرگ عهد ساسانی که در شیز آذربایجان قرار داشت.
( آذرگشنسپ ) ( ~. گُ نَ ) (اِمر. ) یکی از سه آتشکدة بزرگ عهد ساسانی که در شیز آذربایجان قرار داشت.
نام یکی از سه آتشکده بزرگ ایرانی در عهد ساسانیان که در شیز آذربایجان قرار داشت.
ممکن است همان آذرگشنسب باشد؛ که چندین اصطلاح باستانی هستند بدون استثناء با پیشوند آذر شروع میشوند و با پسوند سپ یا سب خاتمه مییابند.
آذرگشسپ، آذرگشسب. گرشاسپ، گرشاسب. گشتاسپ، گشتاسب. ویشتاسپ، ویشتاسب. هیشتاسپ، هیشتاسب. هیستاسپ، هیستاسب.
💡 آتورپات محلی را نزدیک گنزک به مغان داد تا آتشکدهای در آن جا برپا دارند. این آتشکده همان آذرگشنسپ معروف است، که بعدها به تخت سلیمان انتقال داده شد. بسیاری از مغان و پیروان مذهب زردشت بدان جا رفتند و آتش مقدسی را که در ری نگاه داشته میشد، با خود به آن ناحیه بردند.
💡 پادشاهان ساسانی در ایام سختی به زیارت این آتشکده میشتافتند و زر و مال و مُلک و غلام در آنجا نذر میکردند. بهرام گور سنگهای قیمتی تاجی را که از خاقان و زنش گرفته بود به این آتشکده فرستاد. خسرو انوشیروان نیز نظیر ابن را عطا نمود. خسرو پرویز نذر کرد که اگر موفق به مغلوب نمودن بهرام چوبین بشود، زینتهای زر و هدیههای سیم به آتشکده آذرگشنسپ بفرستد و به وعده خویش وفا کرد.