سرای اوباش

لغت نامه دهخدا

سرای اوباش. [ س َ ی ِ اَ / اُو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و اهالی دنیا. ( انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

کنایه از دنیا و اهالی دنیا

جمله سازی با سرای اوباش

💡 از فیلم‌های معروف او می‌توان به بازی در فیلم دیترویت، سرقت از اوباش، پرستار و سرگذشت ندیمه (مجموعه تلویزیونی) اشاره کرد.

💡 تا که بدیدم قدحش سرده اوباش منم تا که بدیدم کلهش بی‌دل و دستار شدم

💡 ای کرده مرا عشق تو در عالم فاش افکنده مرا تو در میان اوباش

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به گلن‌گری گلن راس، آربیتراژ، دویدن از ترس، اهداکننده، مقاله، آقای جونز، مرد منزوی، به جیلیان، چیز مورد علاقه من، سرقت از اوباش، تفنگ جدید من، پرستار و در مورد هنری اشاره کرد.

💡 یک دزد در یک سرقت بزرگ مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد که در آن باید از دیکتاتور آمریکای جنوبی، اوباش نیویورک و ثروتمندترین مرد جهان پیشی بگیرد.

💡 ز اوباش طبیعت آید او از فتنه آشوبی که ملک سینه ویران‌تر ز حال عاشقان بینی

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز