چهل گز

لغت نامه دهخدا

چهل گز. [ چ ِ هَِ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دیجویجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل. در 15هزارگزی باختر اردبیل و 12 هزارگزی شوسه مشکین اردبیل واقع شده. 207 تن سکنه دارد. از رودخانه قره چای آبیاری میشود. محصولش غلات و شغل اهالی کشاورزی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهیست از دهستان دیجویجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل.

جمله سازی با چهل گز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نگوید سخن نیک داند همی زخندق چهل گز جهاند همی

💡 در زمان تأسیس این دبیرستان در شهر یزد آب لوله‌کشی نبود. اما این دبیرستان آب و سرویس بهداشتی داشته و شیرهای آب خوری و حتی شیرهای آب باغچه‌ها از منبع آب ساخته شده درطبقه دوم تغذیه می‌شد. این منبع آب در یک اتاق امن بوده که به لحاظ بهداشتی و امنیتی دسترسی به آن مشکل بود. آب را از طریق چاه چهل گز و توسط چرخ چاه به منبع می‌رساندند.

💡 بعد از آن آتش چهل گز بر فروخت حلقه گشت و آن جهودان را بسوخت

💡 از آن بُرجها آب فرمانروا چهل گز چو طاقی شود بر هوا

💡 سیه ابر شش تازی تیزتک به میدان چهل گز جهد دیورگ

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز