فرهنگ معین
( آب بها ) (بَ ) (اِمر. ) پولی که در ازای آب دهند، حق الشرب.
( آب بها ) (بَ ) (اِمر. ) پولی که در ازای آب دهند، حق الشرب.
( آب بها ) پولی که در بهای آب می دهند، حق الشرب.
آبپاش
۱. ظرفی فلزی و دسته دار که سر لولۀ آن سوراخ های ریز دارد و برای آب پاشیدن روی گل ها یا زمین به کار می رود.
۲. کسی که شغل او آبپاشی بر روی گل ها وگیاهان است.
( آب بها ) ( اسم ) پولی که در بهای آب دهند حق الشرب ٠
آب بند
مبلغی که مصرفکننده باید بابت مصرف آب پرداخت کند. پولی که در برابر مصرف آب پرداخت میشود. آببها برحسب متر مکعب محاسبه میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آببهار دو، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.
💡 آببهار یک، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.