فرهنگ معین
( آب ریخته ) (بِ تِ ) (ص مر. ) بی آبرو، آبرو رفته.
( آب ریخته ) (بِ تِ ) (ص مر. ) بی آبرو، آبرو رفته.
بی آبرو، آبرو رفته.
💡 و سخت متحیّر و دلشکسته بود. و آخر بونصر به حکم آنکه نام کتابت برین مرد بود در باب وی سخن گفت و شفاعت کرد تا امیر دل خوش کرد و وی پیش آمد و خدمت کرد و به دیوان رسالت بازنشست ولکن آب ریخته و باد بنشسته، که نیز زهره نداشت سخن فراختر گفتن. و آخر کارش آن بود که گذشته شد، چنانکه بیارم پس ازین.
💡 ترخینه به شکل آش یا سوپ بیشتر در روزهای زمستانی پخته میشود. برای طبخ آش ترخینه، چند تکه ترخینۀ خشک در آب ریخته شده و میپزد. افزودن انواع حبوبات، سبزیجات خشک، زردچوبه و پیاز داغ به آن اختیاری است. ترخینه باید به خوبی بپزد، بهگونهای که قطعات خشک بهخوبی از هم باز شده و دوغ آن بهتر در غذا پخش میشود.
💡 این محلول میتواند جایگزین سفید کنندههای شیمیایی باشد. برای سفید کردن لباسها کافی است یک فنجان آب اکسیژنه را در ظرف آب ریخته و لباسها را در آن خیس کنید. این ماده برای از بین بردن لکه خون بسیار مؤثر و فوری است.
💡 هرگاه بر روی کلسیم اکسید (آهک زنده) آب ریخته شود، بر اثر واکنش با آب، گرما ایجاد میکند که موجب بخار شدن قسمتی از آب میشود. در این عمل، آهک بر اثر جذب آب، متورم شده و سپس بهصورت گرد سفیدی درمیآید که دراصطلاح آهک مرده نامیده میشود (زیرا در تماس با آب، دیگر واکنشی از خود نشان نمیدهد). این عمل را شکفتهشدن آهک نیز میگویند.
💡 دستگاه کوچک و ارزان قیمتی وجود دارد که در آن آب ریخته میشود و زیر نور خورشید قرار داده میشود. این دستگاه آب را با استفاده از گرمای خورشید تقطیر میکند. این دستگاه تأمین آب آشامیدنی که غلظت نمک و مواد مضر سلامتی و بهداشت آن کم باشد را با استفاده ار انرژی اشعه خورشید انجام میدهد،