لغت نامه دهخدا
سفید کردن. [ س َ / س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بگچ اندودن اطاق را. || بقلعی اندودن دیگ را. || برنگ سفید درآوردن:
بموسی کهن عمر کوته امید
سرش کرد چون دست موسی سفید.سعدی.ای سیم تن سیاه گیسو
از فکر سرم سفید کردی.سعدی.
سفید کردن. [ س َ / س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بگچ اندودن اطاق را. || بقلعی اندودن دیگ را. || برنگ سفید درآوردن:
بموسی کهن عمر کوته امید
سرش کرد چون دست موسی سفید.سعدی.ای سیم تن سیاه گیسو
از فکر سرم سفید کردی.سعدی.
( مصدر ) چیزی را به رنگ سفید در آوردن. ۲ - زایل کردن چرک و جرم چیزی.
بگچ اندودن اطاق را یا بقلعی اندودن دیگ را یا برنگ سفید در آوردن.
سفید کردن (آشپزی). سفید کردن، یا نیم پز کردن نوعی فرایند پخت وپز است که در آن مادهٔ غذایی که معمولاً یک سبزی یا میوه است در داخل آب جوش غوطه ور می شود و بعد از یک فاصلهٔ زمانی مشخص و کوتاه خارج می شود و در نهایت در داخل آب یخ یا در زیر آب سرد در حال جریان قرار داده می شود ( شوک داده می شود ) تا فرایند پخت متوقف شود.
همیشه هدف از این کار سفید کردن، در پخت وپز نیست. مواد غذایی به این خاطر سفید می شوند تا نرم شوند، یا تا حدی یا کاملاً پخته شوند یا اینکه مزهٔ قوی آن ها برداشته شود ( برای نمونه در مورد گوشت خوک، کلم یا پیازها ). همچنین، زمانیکه پسته یا بادام سفید می شود، پوستهٔ آجیل نرم می شود و به راحتی قابل برداشت است.
💡 (گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه) (سفید کردن نوعی از محالات است)
💡 آب اکسیژنه در بازیافت کاغذ نقش مؤثری دارد و سفید کردن کاغذهای بازیافتی در برخی از کارخانههای بازیافت کاغذ بر عهده هیدروژن پراکسید است.
💡 این کار برای بوهای بین پا (قسمت شرمگاه)، همچنین قسمتی از پا که در کفش میکنیم و سفید کردن پوست این بخشهای بدن کاربردی بینظیر دارد.
💡 برخی از تکنیکهای تکمیلی مانند سفید کردن و رنگرزی روی نخ قبل از بافته شدن به کار میروند در حالی که برخی دیگر مستقیماً پس از بافته شدن یا بافندگی روی پارچه خاکستری اعمال میشوند. برخی از تکنیک های تکمیلی مانند پر کردن، با انقلاب صنعتی منسوخ شدند، در حالی که برخی دیگر، مانند مرسریزاسیون، از پیشرفت های پس از انقلاب صنعتی هستند.
💡 سفید کردن مو در آسیاب | به مویی بند بودن | سیخ شدن مو بر تن | مو لای درز چیزی نرفتن | موی دماغ شدن | مو را از ماست کشیدن | مو درآوردن زبان | یک مو از خرس کندن | مو نزدن دو چیز | کم شدن یک تار مو از سر کسی | آتش زدن موی کسی