victualage
🌐 خواربار
ذخیرهی خواربار / هزینهی خوراک - مجموع آذوقهٔ فراهمشده یا پولی که برای خوراک داده میشود.
اسم (noun)
📌 غذا؛ آذوقه؛ خوراک
جمله سازی با victualage
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A shortage of victualage forced an unscheduled port call.
کمبود آذوقه، کشتی را مجبور به پهلوگیری برنامهریزی نشده در بندر کرد.
💡 The invoice listed victualage by the pound—salt pork, flour, and dried fruit.
فاکتور، آذوقه را به پوند ذکر کرده بود - گوشت خوک نمک سود شده، آرد و میوه خشک.
💡 Ship’s ledgers tracked victualage like a heartbeat for long voyages.
دفاتر کل کشتی، آذوقه را مانند ضربان قلب برای سفرهای طولانی ردیابی میکردند.