unpaid-for

🌐 پرداخت نشده برای

پولش داده‌نشده؛ چیزی که قیمتش تسویه نشده یا هنوز وجهش پرداخت نشده است.

صفت (adjective)

📌 پرداخت نشده.

جمله سازی با unpaid-for

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The mural remained unpaid for despite the ribbon-cutting.

با وجود بریدن روبان، هزینه نقاشی دیواری پرداخت نشد.

💡 Sooner or later, however, taxpayers will foot the bill for any unpaid-for expenditures.

با این حال، دیر یا زود، مالیات‌دهندگان هزینه هرگونه هزینه پرداخت نشده را پرداخت خواهند کرد.

💡 She refused to ship any item unpaid for in the cart.

او از ارسال هر کالایی که در سبد خرید بود و هزینه آن پرداخت نشده بود، خودداری کرد.

💡 The ledger showed equipment still unpaid for at year’s end.

دفتر کل نشان می‌داد که در پایان سال، هنوز هزینه تجهیزات پرداخت نشده است.