torporific

🌐 تورپوریفیک

«خواب‌آور، سستی‌آور»؛ چیزی که باعث torpor و خمودگی می‌شود.

صفت (adjective)

📌 باعث بی‌حالی می‌شود.

جمله سازی با torporific

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 Some antihistamines have a distinctly torporific effect.

برخی از آنتی‌هیستامین‌ها اثر خواب‌آور مشخصی دارند.

💡 The lecture’s torporific slides defeated even strong coffee.

اسلایدهای کسالت‌آور سخنرانی حتی قهوه‌ی غلیظ را هم از پا درمی‌آورد.

💡 A torporific heat wave emptied the streets by noon.

موج گرمای طاقت‌فرسا تا ظهر خیابان‌ها را خالی کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران