spatiography

🌐 فضانگاری

توصیف فضایی؛ شرح و ثبتِ توزیع چیزها در فضا (ترتیب مکانیِ اجزا)، واژه‌ای کم‌کاربرد و تخصصی.

اسم (noun)

📌 مطالعه ویژگی‌های فضای فراتر از جو، شامل نقشه‌برداری از حرکات اجرام آسمانی و ثبت اثرات الکتریکی، مغناطیسی و گرانشی، به ویژه آن‌هایی که احتمالاً بر موشک‌ها و فضاپیماها تأثیر می‌گذارند.

جمله سازی با spatiography

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Using sensors, the spatiography captured heat islands that planners had only guessed at.

با استفاده از حسگرها، این فضانگاری، جزایر گرمایی را که برنامه‌ریزان فقط حدس می‌زدند، ثبت کرد.

💡 A good spatiography turns invisible patterns into practical choices.

یک فضانگاری خوب، الگوهای نامرئی را به انتخاب‌های کاربردی تبدیل می‌کند.

💡 Her spatiography of the city mapped where conversations actually happen, not just where roads go.

فضانگاری او از شهر، نه فقط مسیر جاده‌ها، بلکه مکان‌هایی را که مکالمات واقعاً در آنها اتفاق می‌افتد، ترسیم می‌کرد.