reactive depression

🌐 افسردگی واکنشی

افسردگی واکنشی؛ افسردگی‌ای که در پاسخ به یک رویداد استرس‌زا/تراژیک بیرونی ایجاد می‌شود، نه به‌خاطر علل صرفاً زیستی.

اسم (noun)

📌 افسردگی که در پاسخ به برخی استرس‌های موقعیتی، مانند از دست دادن شغل، رخ می‌دهد.

جمله سازی با reactive depression

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 When patients are first diagnosed, they may experience "reactive depression."

وقتی بیماران برای اولین بار تشخیص داده می‌شوند، ممکن است «افسردگی واکنشی» را تجربه کنند.

💡 Support groups help with reactive depression by offering company during the long, ordinary parts of recovery.

گروه‌های حمایتی با ارائه همراهی در طول دوره‌های طولانی و عادی بهبودی، به افسردگی واکنشی کمک می‌کنند.

💡 The Federal Aviation Administration first said he wasn’t eligible for a pilot’s license due to a “history of reactive depression.”

اداره هوانوردی فدرال ابتدا اعلام کرد که او به دلیل «سابقه افسردگی واکنشی» واجد شرایط دریافت گواهینامه خلبانی نیست.

💡 And are we including reactive depression associated with, say, loss and bereavement or, at the other end of the scale, episodes of psychosis and acute mania?

و آیا ما افسردگی واکنشی مرتبط با مثلاً فقدان و سوگواری یا در سوی دیگر طیف، دوره‌های روان‌پریشی و شیدایی حاد را نیز در نظر می‌گیریم؟