Pindar

🌐 پیندار

پیندار؛ شاعر بزرگ غنایی یونان باستان (حدود ۵۱۸–۴۳۸ ق.م)، مشهور به سرودهای پیروزی (epinicia) برای قهرمانان بازی‌های المپیک، پی‌تی، نـِمئا و ایستمیان؛ از مهم‌ترین شاعران لیرک یونان.

اسم (noun)

📌 ۵۲۲؟–۴۴۳؟ پیش از میلاد، شاعر یونانی.

جمله سازی با Pindar

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 A lecture on Pindar revealed how victory odes stitch athletes to cities, gods, and donors in one elegant weave.

یک سخنرانی درباره پیندار نشان داد که چگونه سرودهای پیروزی، ورزشکاران را با تار و پودی زیبا به شهرها، خدایان و خیرین می‌دوزد.

💡 Translating Pindar feels like sprinting uphill: dense imagery, sudden turns, and triumph disguised as grammar.

ترجمه‌ی پیندار مثل دویدن در سربالایی تند است: تصاویر انبوه، چرخش‌های ناگهانی، و پیروزی در لباس دستور زبان.

💡 Modern poets borrow from Pindar, chasing that mixture of praise and philosophy that still tastes fresh.

شاعران مدرن از پیندار وام می‌گیرند و به دنبال آن ترکیبی از ستایش و فلسفه هستند که هنوز هم طعم تازگی دارد.

💡 Pindar is my authority for Aesculapius, whose life he tells in full.

پیندار مرجع من برای اسکولاپیوس است، و او زندگی‌نامه‌اش را به طور کامل شرح می‌دهد.

💡 I remembered that Moynihan listed “Pindars Corners, N.Y.” as his hometown.

یادم آمد که موینیهان «پیندارس کورنرز، نیویورک» را به عنوان زادگاهش فهرست کرده بود.

💡 Pindar'ic, after the style and manner of Pindar—a lyric poet of Greece.

پینداری، به سبک و سیاق پیندار - شاعر غنایی یونان.