gilded cage

🌐 قفس طلاکاری شده

قفس طلایی؛ شرایطی که از نظر مالی/ظاهری راحت و لوکس است، اما آزادی فرد را محدود می‌کند؛ مثل کسی که در زندگی مرفه اما گیر افتاده است.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 مثل «پرنده‌ای در قفس طلایی» بودن، یعنی زندگی در تجمل اما بدون آزادی: «از آنجا که ستاره سینما نمی‌توانست بدون شناخته شدن و تعقیب شدن بیرون برود، در پنت هاوس خود ماند و مانند پرنده‌ای در قفس طلایی زندگی کرد.»

جمله سازی با gilded cage

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 With “Maria,” he’s got the gilded cage, but little of the bird’s desperation.

با «ماریا»، او قفس طلایی را دارد، اما از ناامیدی پرنده خبری نیست.

💡 Trump would be put in a gilded cage.

ترامپ را در قفسی طلایی قرار خواهند داد.

💡 Here she sang it while standing in a glittering mermaid gown that seemed to make it impossible for her to move — some kind of metaphor for the gilded cage of a celebrity romance.

اینجا او این آهنگ را در حالی خواند که لباس پری دریایی درخشانی به تن داشت که انگار حرکت کردن را برایش غیرممکن می‌کرد - استعاره‌ای از قفس طلاییِ عاشقانه‌ی یک سلبریتی.