chromatophil

🌐 کروماتوفیل

«کروماتوفیل؛ رنگ‌دوست»؛ در بافت‌شناسی، سلول یا ساختاری که به‌سادگی با رنگ‌های خاص رنگ می‌گیرد؛ تقریباً مترادف chromophil و گاهی به‌عنوان اسم برای خودِ این سلول‌ها به‌کار می‌رود.

صفت (adjective)

📌 همچنین کروماتوفیل، کروموفیل کروموفیل.

اسم (noun)

📌 کروموفیل

جمله سازی با chromatophil

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Staining revealed a strongly chromatophil population, which the team correlated with function rather than aesthetics.

رنگ‌آمیزی، جمعیت کروماتوفیل قوی را نشان داد که تیم تحقیقاتی آن را بیشتر با عملکرد مرتبط دانست تا زیبایی‌شناسی.

💡 The pathologist circled chromatophil regions delicately, narrating possibilities without leaping past evidence.

پاتولوژیست با ظرافت دور نواحی کروماتوفیل دایره کشید و بدون اینکه از شواهد بگذرد، احتمالات را شرح داد.

کلمات مرتبط