ویکی واژه - صفحه 70
- پاسه
- موفی
- عَضُد
- مدت کار
- اختداع
- یائسگی
- صمم
- مغفر
- شرابدار
- افت اهمی
- حد نصاب مسافر
- توفان سخت
- گوشت گوساله
- مدیریت جنگل
- کارکرد توقفگاه
- هرس سبز
- صوفیه
- پنجگانه
- باصر
- انجاح
- مقیاس چرخندی
- گیاه برتر
- پتانسیل حفاظت
- پیچیدن
- فرستگاه بارگنج
- کمدی موقعیت
- خارگیل
- لاطایلات
- ابعد
- ارته وهیشته
- هاژیدن
- تربسه
- یقه
- پیکیدن
- نافرمانی کردن
- نمون
- اژنگ
- خوارن
- تبصیر
- متعسف
- سپاروک
- فرایند کراس
- رهدهی انتقالی شبکه
- خمینه
- معود
- چراغ نشانگر
- گورماست
- سرضرب
- آب اسید
- میزان ترکیبی
- نیت نیروهای مسلح
- تعطیلات بهاره
- کارکردنگار
- نساری
- خونیاری
- هفت بکر
- لوکه
- جانداری
- وهری
- تغذیه با شیشه