فرهنگ معین
(نَ ) [ ع. ] (فعل. ) پناه می بریم.
(نَ ) [ ع. ] (فعل. ) پناه می بریم.
پناه میبریم به خدا، برای اظهارتعجب یابیزاری
پناه میبریم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخورده باده دو چشمت بود چنین بدمست نعوذ بالله اگر مستش از شراب کنی
💡 آتش فتاد در من، هان روشنایی از من از من نعوذ بالله، دودی اگر برآید
💡 کسی به جایِ تو باشد مرا چه می گویم نعوذبالله اگر هرگز این روا دارم
💡 درون پرده رخ او هزار سینه بسوخت نعوذ بالله از آن آتشی که پنهان است
💡 نعوذ بالله اگر روزگار دونپرور نهد به دوش تو یک روز رایت اجلال
💡 ز تیغ طعنه به یک بار نیم کشته شدم نعوذ بالله! اگر طعن من دوباره کنند