ویکی واژه - صفحه 22
- یراق کوبی
- عرض نقطه
- سابقاً
- پرفشار بندالی
- نسبت تخلیه
- امثاله
- چشاننده
- گونه حساس
- شفافه
- کناره جویی
- رودکشند
- تحقیق کردن
- تیغ نمودن
- قرناق
- ویولون سل
- پولدار
- صاحبی
- دام پربهره
- نقطه جنوب
- پیراتولدشناسی
- لیزر
- فرازای فشار
- بر باد تند نشستن
- بوار
- انفارکتوس
- طاقدیسی
- پشت نهادن
- رهبندی مدارباز
- سنگ تراش
- جوشکاری سرد
- فلقه
- فرماندهی پایگاه
- خط رقمی مشترک پرسرعت
- کلاپیسه
- ضریع
- عقیدت
- مدت تماس
- نااهل
- شکست نامنظم
- شکربر
- منخلع
- لوازم شخصی خدمه
- بازی چوگان
- مسلوب
- خنگ و لوک
- گردشگری مذهبی
- هنجیدن
- مکمل غذایی
- حاضرجواب
- اشتاد
- الکان
- البا
- گرمای نهان تصعید
- منبع کمکی اگزوز
- پیش اندیش
- پانصد
- امر روستایی
- گیپور
- رأی دادن
- لنگر سینه