آب کشیده
فرهنگ فارسی
( آب کشیده ) ( اسم ) ۱ - آنچه با آب شسته باشند مطهر. ۲ - خوب نیک کامل: بانگلیسی آب کشیده حرف میزند.
ویکی واژه
آبکشیده
خیس شده، نم گرفته، آب را به خود جذب کرده.[۱]
شسته شده، آب کشی شده و نیز آب نکشیده.
↑ ساخت صفت مفعولی در معنای صفت فاعلی است.
جمله سازی با آب کشیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز خارا پی افگنده در قعر آب کشیده سر باره اندر سحاب
💡 درآورد دیوارش از گِردِ آب کشیده سر کنگره بر سحاب
💡 با دیدن آن گلهای آب کشیده و تازه در باغچه، تمام خستگیهای حاصل از کار سخت در طول روز ناگهان از تن من خارج شد.
💡 میوههای آب کشیده و رسیده که از درختان باغستان چیده شده بودند، طعمی بینظیر و بسیار لذیذ داشتند که همه را کاملاً مجذوب خود کرد.
💡 در این فصل از سال، طبیعت با رنگهای آب کشیده و درخشان خود، منظرهای بسیار خیرهکننده را برای گردشگران و عکاسان حرفهای فراهم میسازد.