فرهنگ فارسی
( آب کشیده ) ( اسم ) ۱ - آنچه با آب شسته باشند مطهر. ۲ - خوب نیک کامل: بانگلیسی آب کشیده حرف میزند.
( آب کشیده ) ( اسم ) ۱ - آنچه با آب شسته باشند مطهر. ۲ - خوب نیک کامل: بانگلیسی آب کشیده حرف میزند.
آبکشیده
خیس شده، نم گرفته، آب را به خود جذب کرده.[۱]
شسته شده، آب کشی شده و نیز آب نکشیده.
↑ ساخت صفت مفعولی در معنای صفت فاعلی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز خارا پی افگنده در قعر آب کشیده سر باره اندر سحاب
💡 درآورد دیوارش از گِردِ آب کشیده سر کنگره بر سحاب